آخرین مطالب
پیوندها
از مبارك آباد تا آق قلا
نرم و آهسته بیایید
آلاچیق تنهایی
عفاف و حجاب شهرستان آق قلا
خطر جاسوسی از شما
روستای گری دوجی
قاصدک
ترکمن قیز
ترکمن تنها
ایلیــــــاد
tanhaam nazar khoda
نازلي گل
ஜN@F@$ BORIDEஜ
دنبال چی میگردی...؟
عشق
شیرین بی فرهاد
ترکمن افتخار20
تمام نا تمام من...
فرصت دوباره آفتاب
روستای سیجوال
کم کم درخت می شوم
دو سال مونده تا جدایی
گنبد پايتخت واليبال ايران
دختری از جنس باران
پسرک باحال
رهگذر تنها
اسبدوانی گنبد
گل صحرا
یاپراق
چال چؤوروگ
یاشاسا ترکمن ایلیمیز یاشار ترکمن دیلیمیز
بانوی ترکمن
غم تنهایی
بانوی ترکمن(2)
خون تمشک
رنگین90
دنیای صنعت نوین
زیبا نیوز
#بياتو....#
روستای پنج پیکر
بانوی خیــ ــ ـ ــ ــ ـال
منینگ صحرام
تورکمن آیدم لاری
هیئت ورزشهای رزمی آق قلا
hi my dear
کنار اسکله
دختر تنها
ღ♥ღخسته ام از این لبخند اجباریღ♥ღ
مقاله،ورزشی،علمی و...
ترکمن قیز
♥ ME & YOU ♥
shanar turkmen
قـــانیــم تـــرکــــمن
Golden Horse
دانشجویان ترکمن زاهدان
خاطرات كبيسه
√·٠•● احـْسـَاس آبـﮯ ●•٠·√
ilkayi
بندرترکمن
دانشجویان ترکمن دانشگاه گیلان
غُـــروب بـــآلــمـــآســ ـ ـ ــكه
Turkmenler
خوشلیق بیلگ یاشایلی
صدف طلایی
mosilman turkmenler
مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .
مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود
در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .
وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟
مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین ..
و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :
دوستت دارم پدر 

 

[چهارشنبه 1393/01/06] [16:12] [امین ]

بوگون آیری دوشدی دورمیش یولیمیز

بلکی بخت لی گونی یادلارسینگ منی

امروز راهمان از هم جدا شد

بدون ک روز عروسیت به یادم میفتی

 آیرلیق دردی بار مینگ باشیمدا

یاتسام دیشیمده گوندیز هوشیمدا

شیدب دالی بولدم جوان یاشیم دا

بلکی قیقی غمدا یادلار سینگ منی

درد جدایی همیشه همراهم هست

شب تو خوابم و روز در فکرم

اینگونه دیوانه شدم در جوانی

بدون که تو ناراحتی و غم به یادم خواهی فتاد

الینگ بلن اوز بختنگ یاتردینگ

بلکی حاسرات لی گون یادلار سینگ منی

با دستان خودت خوشبختیتو از بین بردی

بدون روز حسرت به یادم میفتی

آخر بیرینگ طوی ساهاتی آلینر

شول گون...شول گون سنینگ گلین آلجینگ گلر

بلکی قزل گورتاج یادلار سینگ منی

طوی قوطارار آدم قالماز باشینگدا

بیر یاش یگید گلیب دورور قاشینگا قاراب

آخرروز عروسیت مشخص خواهد شد

اون روز..اون روز برای بردنت میایند

بدون در راه رفتن به یادم میفتی

عروسی تموم میشه و کسی پیشت نمیمونه

یه پسر جوون میاد پیشت

آیراب قورور قزل کورتانگ باشینگدن

بلکی شول پورسوت دا یادلار سینگ منی

لباس سنتی رو از روسرت برمیداره

تواون فرصت بیادم خواهی افتاد

 

[شنبه 1392/09/23] [17:46] [امین ]

"دلباخته"

فیلم "دلباخته" محصول 1378، کاری از خسرو معصومی و از بازیگران اصلی آن به آناهیتا نعمتی و فریبرز عرب نیا اشاره کرد. تايماز جوان تركمني است كه براي ازدواج با آي ناز طبق خواسته پدر او با آرياچي رقابت كرده و پيروز مي شود. از سوي ديگر امجد مأمور حكومتي به همراه خان براي بدست آوردن اسب هاي قبيله طي نقشه اي بيماري طاعون را در ميان اسب ها شايع مي سازد. اهالي قبيله نيز به رهبري آتلي باي مقاومت خود را نشان مي دهند اما آتلي باي با توطئه امجد و خان كشته شده و تايماز به عنوان مقصر معرفي مي شود. سرانجام با روشن شدن ماجرا اهالي قبيله مورد تهاجم افراد امجد قرار مي گيرند و تايماز نيز به انتقام خون دوستان خود، خان و امجد را به قتل مي رساند. این فیلم نیز مورد توجه ترکمنها بوده است.

آناهیتا نعمتی می گوید: "در فیلم "دلباخته" که نقش یک دختر ترکمن را داشتم، این نقش برایم جذابیت‌های خاص خود را داشت. اولین نقش من در سینما به حضورم در همین فیلم برمی‌گردد و یادمه برای اینکه به نقش دختر ترکمن نزدیک شوم حدود شش ماه تمرین سوارکاری می‌رفتم."







بقیه فیلم ها در ادامه مطلب.....



ادامه مطلب
[شنبه 1392/05/26] [23:42] [امین ]
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، در کنکور 92، سه دواطلب کنکور از گنبدکاووس (از سهمیه منطقه 3) موفق به کسب سه رتبه تک رقمی شدند که بشرح ذیل می باشد:


سروين سيف بهزاد - کسب رتبه 3 زبان
فرهاد كرامت داشلى برون - کسب رتبه 6 ریاضی فیزیک
مهدى سلاخى - کسب رتبه 7 ریاضی فیزیک


قابل ذکر است که مهران گل چشمه نیز از گنبدکاووس موفق به کسب رتبه 10 ریاضی فیزیک گردیدند.



[سه شنبه 1392/05/22] [16:16] [امین ]
عید همتون مبارک....







تصاویر بیشترو تو ادامه مطلب ببینید...


برچسب‌ها: عید سعید فطر
ادامه مطلب
[شنبه 1392/05/19] [11:57] [امین ]
زیباترین عکس ها از صنایع دستی  ترکمن ها

(البته یاد بعضیاشون بخیر!!)


کلاه های سنتی و البته یکم گرون!!



اینم یالیق هایی که دل دخترارو میبره و همچنین جیب مردارو!!



می رسیم به پشتی یا قارچین که نیازی به توضیح نداره!



قالیچه های سنتی



حتما به ادامه مطلب برید....


برچسب‌ها: تصاویری از ترکمن صحرا
ادامه مطلب
[شنبه 1392/05/05] [15:29] [امین ]

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. 

کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. 

قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. 
سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد. 
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. 
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. 
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش. 

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

پائولو کوئلیو

نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم

[یکشنبه 1392/04/30] [12:55] [امین ]




به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....


منبع : سایت اولکامیز


برچسب‌ها: تصاویری از ترکمن صحرا
ادامه مطلب
[پنجشنبه 1392/03/30] [14:47] [امین ]
یک عروسی در خارج ازکشور



نانازهای ترکمن




برچسب‌ها: تصاویری از ترکمن صحرا
[پنجشنبه 1392/02/26] [22:6] [امین ]

نغمه زنانه،نخستين و ساده ترين نمونه ادبيات شفاهي است كه درون مايه اصلي همه اين نغمه ها، پاكي، محبّت،ايمان، عشق و صداقت است.زنان تركمن در گذشته، با نغمه هاي دل انگيز و خوش آهنگ در شبهاي مهتابي شاديهاي خويش را با ايل خود تقسيم مي كردند. و به دست افشاني پرداخته اند.

و گاه نيز با سرودن سوگواره ها و مراثي غم انگيز در غم از دست دادن نزديكان خويش مويه ها سر داده و خود را با سوگ سروده هاي سوزناك تسلّي داده اند و گاهي در ظلمي مضاعف ، قرار گرفته، دور از چشم ايل بيگانه، در فراق يار و به ياد يار، غمگينانه و غريبانه گريسته اند. و اشعار سوزناكي را براي دختران دشت به يادگار گذاشته اند و هر چند گاه نيز با لالايي كه براي فرزند خود مي خوانند آلام و آمال حود را دردمندانه با او در ميان گذاشته اند و بدينگونه است كه كارنامه درخشاني از خود براي نسلي به جاي گذارده اند .


لاله بدین سان انجام می شد که تعدادی دختر هم سن و سال، دایره وار، در کنار هم می نشینند و ترانه هایی را ملهم از سرنوشت محتوم خود با آهنگی غم انگیز می خوانند.

لاله به چند طریق اجرا می شود:

  1- بوقورداق لاله: آهنگی است که از گلو خارج می شود.

  2- حممل لاله: لاله ای که با حرکات تمامی بدن همراه است.

مشهورترین این ترانه ها « چؤنقور قویی / چاه عمیق » است.

چؤنقور قویا داش آتثانگ چؤنگر گیدار، اجه جان

یاد ایل لاره، قیز برسنگ ییتر گیدار، اجه جان

یاد ایل لر یامان ایل لر اوترد مادی اورنمدا

نوخته قارا ساچمی اور دردمدی وقتندا

ایگنام بیلان یوسامی دولدان آسقن اجه جان

بویداش لاریم گلندا اولدی دیگین اجه جان

دایم، دایزم گلندا یدی دیگین اجه جان

آق کچانینگ اوستندا جاینگ قالدا اجه جان

دورلی تابقنگ ایچندا پاینگ قالدی اجه جان

چلم چکا چلم چک اودین سوندیر کولن چک

یادا قیزین برانینگ ینگ سه سیندان دلن چک

ترجمه

اگربه چاه عمیقی سنگ بیندازی گم می شود مادر جان

اگر به جای دور دختر بدهی گم می شود مادر جان

غربت جای بدی است و مرا نگذاشتند در جایم بنشینم

و موهای سیاهم را ببافم

نخ و سوزن مرا از گوشه آلاچیق آویزان کن

وقتی هم سالان آمدند بگو من مرده ام

اگر قوم و خویشانم آمدند بگو من گم شده ام

در روی قالی هنوز هم جای پای تو که به دیدارم آمدی مانده

و سهمت هنوز در بشقاب قرار دارد

ای کسی که بی خیال قلیان می کشی، آتشش را خاموش کن، خاکسترش را بکش (آتش دل من کافی است)

 

[یکشنبه 1392/01/18] [21:22] [امین ]